منوی دسته بندی
عضویت

۱۰ کارآفرین برتر تاریخ

۱۰ کارآفرین برتر تاریخ

10 بزرگترین کارآفرین چه کسانی هستند؟

یک حقیقت سخت وجود دارد که هر صاحب مشاغل کوچک باید با آن روبرو شود. حتی در بهترین زمان ها ، اکثریت قریب به اتفاق مشاغل کوچک شکست می خورند. در این مقاله ، ما به ده کارآفرین نگاه خواهیم کرد که نه تنها موفق شدند بلکه امپراتوری های تجاری گسترده ای را ایجاد کردند.

     در اینجا ده کارآفرین وجود دارد که امپراتوری های تجاری را ایجاد کرده اند ، مانند جان دی راکفلر از استاندارد اویل و اندرو کارنگی ، ذوب آهن.

     توماس ادیسون جنرال الکتریک (GE) را تاسیس کرد ، در حالی که هنری فورد انقلابی در تولید آوردن اتومبیل به توده مردم ایجاد کرد.

     سام والتون Walmart را شروع کرد و توزیع را مدرن کرد ، در حالی که والت دیزنی بزرگترین شرکت رسانه ای روی زمین را ایجاد کرد.

     بیل گیتس از مایکروسافت و استیو جابز از اپل نیز در این لیست قرار گرفتند

جان دی. راکفلر

جان دی. راکفلر با اکثر معیارها ثروتمندترین مرد تاریخ بود. او ثروت خود را با فشردن کارایی از طریق یکپارچه سازی افقی و عمودی بدست آورد که باعث شد Standard Oil مترادف انحصار باشد – بلکه قیمت سوخت را برای مصرف کننده روزمره به شدت کاهش داد. دولت استاندارد اویل را برای همیشه در سال 1911 شکست. 1 هنوز راکفلر را می توان در شرکت هایی مانند اکسون (XOM) و کونوکو مشاهده کرد که از تحقیق و توسعه و زیرساخت هایی که به عنوان قطعه جداشده خود سود می بردند. راکفلر در اوایل قرن بازنشسته شد و بقیه زندگی خود را وقف انسان دوستی کرد. بیش از 80 سال پس از مرگ او ، راکفلر همچنان یکی از چهره های بزرگ وال استریت است.

اندرو کارنگی

اندرو کارنگی عاشق کارایی بود. از زمان شروع کار در فولاد ، کارخانه های کارنگی همیشه در لبه برتر تکنولوژی بودند. کارنگی فرایندهای برتر خود را با حس عالی زمان بندی ترکیب کرد و دارایی های فولادی را در هر رکود بازار از بین برد. کارنگی همانند راکفلر ، سالهای طلایی خود را صرف بخشیدن ثروتی کرد که بیشتر عمر خود را صرف ساختن ساختمان کرده است (اگرچه به اندازه بعضی از معاصرانش به خاطر نیامده است ، اما میراث اندرو کارنگی قوی و اخلاقی است).

توماس ادیسون

شکی نیست که ادیسون درخشان بود ، اما این حس تجارت او است ، نه استعداد او به عنوان یک مخترع ، که هوش او را به وضوح نشان می دهد. ادیسون نوآوری را در پیش گرفت و آن را به فرایندی تبدیل کرد که اکنون به عنوان تحقیق و توسعه شناخته می شود. او خدمات خود را به بسیاری از شرکتهای دیگر فروخت قبل از اینکه خودش ایجاد کند تا بیشتر زیرساختهای برق ایالات متحده را ایجاد کند. در حالی که ادیسون بنیانگذار جنرال الکتریک (GE) است ، امروزه بسیاری از شرکت ها وجود خود را مدیون او هستند – ادیسون الکتریک ، کان ادیسون و غیره. اگرچه ادیسون حق ثبت اختراع بسیار بیشتری از روابط شرکتی خود داشت ، اما این شرکت ها هستند که میراث او را در آینده حمل می کنند.

هنری فورد

هنری فورد اتومبیل را اختراع نکرد. او یکی از گروههایی بود که روی اتومبیلرانی کار می کرد و می توان گفت حتی بهترین آنها نیز نبود. با این حال ، این رقبا اتومبیل های خود را با قیمتی می فروختند که این خودرو را به لوکس ثروتمندان تبدیل می کرد. فورد آمریكا را – نه فقط افراد ثروتمند – بر روی چرخ قرار داد و قدرت تولید انبوه را از آن خود كرد. فورد مدل T او اولین اتومبیلی بود که اکثر آمریکایی ها را پذیرا بود. سیاستهای کارگری مترقی فورد و تلاش مداوم او برای بهتر ، سریعتر و ارزانتر کردن هر اتومبیل این اطمینان را به وجود آورد که کارگران و آمریکایی های روزمره هنگام خرید اتومبیل به فکر فورد (F) خواهند بود.

چارلز مریل

چارلز ای مریل بودجه بالایی را برای طبقه متوسط به ارمغان آورد. پس از سقوط 1929 ، عموم مردم سهام و هر چیز مالی بیش از یک حساب پس انداز را قسم دادند. مریل با استفاده از رویکرد سوپرمارکت با فداکاری کمیسیون های بالا برای خدمت به مردم بیشتر ، پول خود را با حجم بیشتری جبران کرد. مریل سخت تلاش کرد تا “وال استریت را به مین استریت بیاورد” ، و به مشتریان خود از طریق کلاسهای رایگان ، انتشار قوانین رفتاری برای شرکت خود آموزش داد و همیشه ابتدا به دنبال منافع مشتریان خود بود.

سام والتون

سام والتون بازاری را انتخاب کرد که کسی نمی خواست و سپس یک سیستم توزیع ایجاد کرد که هیچ کس در خرده فروشی آن را امتحان نکرده بود. والتون با ساختن انبارهایی بین چندین فروشگاه وال مارت (WMT) خود ، توانست در هزینه حمل و نقل صرفه جویی کرده و کالاها را سریعتر به فروشگاه های شلوغ تحویل دهد. یک سیستم پیشرفته کنترل موجودی را اضافه کنید و والتون حاشیه هزینه های خود را بسیار کمتر از رقبای مستقیم خود کاهش می داد. والتون به جای رزرو تمام پس اندازها به عنوان سود ، آنها را به مصرف کننده منتقل کرد. والتون با ارائه قیمت های مداوم پایین ، کسب و کار بیشتر و بیشتری را به مکانی که برای خود راه اندازی کرده بود ، جلب کرد. سرانجام ، والتون وال مارت را به شهر بزرگ برد تا حاشیه ها را با پسران بزرگ هماهنگ کند – و جانور بنتونویل هرگز به گذشته نگاه نکرده است.

چارلز شواب

چارلز شواب ، که معمولاً به او “چاک” می گویند ، عشق مریل به پسر کوچک و اعتقاد به حجم بیش از قیمت را به عصر اینترنت برد. هنگامی که اول ماه مه درهای هزینه های مذاکره را باز کرد – تمام معاملات کارگزار قبلاً یکسان بوده اند – شواب در میان اولین کسانی بود که برای یک سرمایه گذار فردی کارگزاری تخفیف ارائه داد. 2 برای این کار ، او کارمندان تحقیق ، تحلیلگران و مشاوران و سرمایه گذاران مستثنی برای توانمندسازی خود در هنگام سفارش. شواب سپس از پایه استخوان های برهنه خدماتی را اضافه کرد که برای مشتریانش مهم بود ، مانند خدمات 24 ساعته و مکان های شعبه بیشتر. مریل سرمایه گذاران منفرد را به بازار بازگرداند ، اما چاک شواب آن را برای اقامت آنها ارزان کرد.

والت دیزنی

دهه 1920 والت دیزنی را در آستانه ایجاد یک ژانگورنت فرهنگی یافت. یک انیماتور با استعداد برای یک شرکت تبلیغاتی ، دیزنی شروع به ایجاد شورت انیمیشن مخصوص خودش در یک گاراژ استودیو کرد. دیزنی شخصیتی را با الهام از موشهایی که در دفتر وی پرسه می زدند ، میکی موس خلق کرد و او را به قهرمان “Steamboat Willie” در سال 1928 تبدیل کرد .3

موفقیت تجاری میکی موس به دیزنی این امکان را داد تا یک کارخانه کاریکاتور با تیم هایی از انیماتورها ، نوازندگان و هنرمندان ایجاد کند. دیزنی آن موش را به چندین پارک تفریحی ، انیمیشن های بلند و یک بنگاه تجاری تبدیل کرد. پس از مرگ او ، رشد همچنان باعث ایجاد دیزنی (DIS) و موش وی ، بنیانگذاران بزرگترین شرکت رسانه ای روی زمین شد.

بیل گیتس

وقتی مردم بیل گیتس را توصیف می کنند ، معمولاً با “ثروتمند” ، “رقابتی” و “باهوش” روبرو می شوند. از میان این سه ویژگی ، ذات رقابتی گیتس است که ثروت او را تراشیده است. او نه تنها جنگید و در سیستم عامل (سیستم عامل) و جنگ مرورگرهای اینترنتی پیروز شد ، بلکه گیتس سود حاصل از پیروزی ها – و تسلط مایکروسافت را برای تأمین بودجه مبارزات و مشاغل آینده ذخیره کرد. Xbox فقط یکی از بسیاری از مشاغل حاشیه ای است که صندوق جنگ عظیم بودجه آن را تأمین کرده است. واقعیت این است که پول نقد مایکروسافت و عدم تمایل گیتس به پرداخت آن قسمت بزرگی از آنچه شرکت در گذر از دوران سخت و گسترش بودجه در زمان های خوب بود ، بوده است.

استیو جابز

استیو جابز شرکت Apple (AAPL) را تأسیس کرد ، یکی از تنها شرکت های فناوری که چالش قابل توجهی برای سلطه مایکروسافت ارائه می دهد. برخلاف گسترش روشمند گیتس ، تأثیر جابز در اپل یکی از انفجارهای خلاقانه بود. وقتی جابز به اپل بازگشت ، یک شرکت کامپیوتری بود. در حال حاضر ، iPod ، iPhone و iPad موتورهای رشد هستند که اپل را از مایکروسافت که قبلاً غیرقابل کنترل بود رد کرد. در سال 2010 ، اپل برای اولین بار از حد مجاز مایکروسافت پیشی گرفت .4 تا سال 2019 ، بیش از 500 میلیون مشتری اپل در سراسر جهان وجود دارد.

خط پایین

این ده کارآفرین موفق شدند چیزی بهتر ، سریعتر و ارزان تر از نزدیکترین رقبای خود به مشتری بدهند. بدون شک برخی مانند راکفلر همیشه در این لیست ها خواهند بود ، اما فضای کافی برای فرد مناسب برای یافتن جایگاه خود در میان پانتئون کارآفرین وجود دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.