منوی دسته بندی
عضویت

۱۳ رمز موفقیت فیس بوک

۱۳ رمز موفقیت فیس بوک

1. سریع حرکت کنید.

مارک زاکربرگ جوان

مارک زاکربرگ اولین نسخه فیس بوک را در اوقات فراغت خود در اتاق خوابگاه هاروارد ساخت.

او یک طرح تجاری ننوشت.

او بی وقفه از دوستان و مشاوران نپرسید که نظر آنها درباره این ایده چیست.

او “در مورد بازار تحقیق نکرد” ، برای ثبت اختراع یا علائم تجاری درخواست نکرد ، گروه های متمرکز را جمع نکرد و یا سایر کارهایی را که کارآفرینان باید انجام دهند انجام نداد.

او فقط یک محصول جالب را به سرعت ساخت و آن را روانه بازار کرد.

و فیس بوک متولد شد.

2. به یاد داشته باشید که ایده ها یک سکه هستند – همه چیز در مورد اعدام است.

از همان لحظه راه اندازی فیس بوک ، درگیری شدیدی پیرامون ایده چه کسی وجود داشت.

دو بزرگسال دانشگاه هاروارد ، وینکلووس ها ، گفتند که این ایده آنها است – اینکه مارک زاکربرگ “آن را به سرقت برده”.

این منجر به یک درگیری قانونی شد که نزدیک به یک دهه طول کشید.

در همین حال ، در خارج از دنیای کلابی هاروارد ، ده ها کارآفرین دیگر وجود داشتند که ایده های مشابهی داشتند. و بسیاری از آنها این ایده ها را راه اندازی کردند. اما ، امروز ، فقط یک فیس بوک وجود دارد.

چرا؟

چون ایده ها یک سکه هستند.

مهم تحقق آنهاست.

همانطور که مارک زاکربرگ داستانی در این فیلم به برادران خیالی وینکلوس گفت: “اگر فیس بوک را اختراع می کردید ، فیس بوک را هم اختراع می کردید.”

وقت خود را برای تبریک به خاطر داشتن ایده خوب از دست ندهید. فقط برو تا این اتفاق بیفتد.

3. ساده نگه دارید (بیش از حد کار نکنید).

فیسبوک

بسیاری از شرکتها با تمام ویژگیهای شگفت انگیزی که می خواهند در محصولاتشان ایجاد کنند ، چنان سرگرم می شوند که محصولاتشان را چنان پیچیده می کنند که هیچ کس نمی تواند نحوه استفاده از آنها را بفهمد.

یا توسعه محصولاتشان به قدری طول می کشد که تا زمان عرضه آنها دیگر جهش یافته اند.

نسخه اول “thefacebook” بسیار ساده بود. این یک کار را به خوبی انجام داد.

سپس زاکربرگ و تیم فیس بوک به مرور زمان آن را بهبود بخشیدند. و هر بار ، آنها اطمینان یافتند که استفاده از این سرویس همچنان آسان است.

(بسیار خوب ، کنترلهای حریم خصوصی بسیار مضحک و پیچیده ای هستند ، اما هیچ کس به آنها توجه نمی کند).

4- بفهمید چه چیزی شما را خواهد کشت … و مطمئن شوید که این کار را نمی کند.

عکس صفحه دوست

مدت هاست که اکثر مردم فراموش کرده اند ، اما فیس بوک با اولین شبکه اجتماعی فاصله زیادی داشته است.

چندین شبکه کالج دیگر قبل از راه اندازی فیس بوک در سال 2004 وجود داشت ، از جمله در کلمبیا و استنفورد.

(دومی ، به نام Club Nexus ، از سال 2001 شروع به کار کرده بود. اما ، بر خلاف رمز موفقیت شماره 3 فیس بوک ، بسیار پیچیده بود. بنابراین هرگز واقعاً نتیجه نگرفت.)

در همین حال ، Friendster و MySpace در حال طوفان کردن جهان بودند.

اما سپس فرندستر خودکشی کرد.

چطور؟

با عدم محدودیت استفاده تا زمانی که زیرساخت های پشتیبان برای پشتیبانی از آن فراهم باشد.

تقاضا برای Friendster چنان شدید شد که سرعت خدمات به خزیدن کاهش یافت. تا زمانی که شرکت سرانجام خط پایان را برطرف کرد ، یک سال بعد ، اکثر کاربران آمریکایی Friendster به سایر شبکه ها راه یافتند.

وقتی زاکربرگ و بنیانگذارانش فیس بوک را راه اندازی کردند ، ثبت نام های جدید را با دقت کنترل کردند. آنها هر بار یک مدرسه اضافه می کردند ، منتظر می ماندند تا مطمئن شوند که زیرساخت هایشان از پس آن برمی آیند. بنابراین ، فیس بوک همیشه “کار می کرد”.

به عبارت دیگر ، زاکربرگ به درستی یکی از مواردی را که می تواند فیس بوک را بکشد شناسایی کرد – و اطمینان حاصل کرد که طعمه آن نخواهد شد.

5- تمرکز اصلی خود را بر روی محصول قرار دهید ، نه “تجارت” یا “ارزش سهامدار”.

زاکربرگ را علامت گذاری کنید

نمایش جاده فیس بوک

مارک زاکربرگ در روزهای ابتدایی کاملاً بی علاقه به تجارت فیس بوک بود. در عوض ، او تمام انرژی خود را بر روی محصول فیس بوک متمرکز کرد.

این وسواس محصولات تا حدی پیش رفت که زاکربرگ به طور مداوم مشتری های تبلیغاتی را رد می کرد ، زیرا او نمی خواست تبلیغات این سرویس را مسخره کند. تبلیغات جالب نبود. زاکربرگ می خواست فیس بوک خونسرد باشد.

با رشد فیس بوک ، زاکربرگ تمرکز خود را بر روی محصول حفظ کرد. وی سپس مدیران ارشد – شریل سندبرگ و دیوید ابرسمن – را برای اداره امور اقتصادی و اقتصادی این شرکت استخدام کرد.

در حالی که فیس بوک برای عمومی شدن آماده می شد ، زاکربرگ نامه ای به سهامداران نوشت که در آن قصد شرکت را برای تمرکز بر “مأموریت اجتماعی” اول و دوم تجارت خود اعلام کرد.

در وال استریت ، جای تعجب نیست که این یک بدعت است. از نظر وال استریت ، شرکت ها قرار است تمام تلاش خود را بر ایجاد ارزش برای سهامداران خود معطوف کنند (ترجمه: افزایش قیمت سهام).

همانطور که آمازون و سایر شرکت ها نشان داده اند ، یکی از بهترین راه ها برای ایجاد ارزش عظیم سهامداران در بلند مدت ، تمرکز وسواسی بر روی محصول و مشتریان است. اگر این کار را انجام دهید ، تجارت دنبال خواهد شد. و اشتباهی که بسیاری از شرکت ها مرتکب می شوند ، یعنی تمرکز بر تجارت با هزینه محصول نیستید. هیچ چیز مانند تأکید بر “تجارت” و نادیده گرفتن محصول ، شما را در معرض خطر اخلال یا متوسطی قرار نمی دهد.

6. واقعاً در استخدام مهارت کافی داشته باشید … و در اخراج واقعاً ماهر باشید.

زاکربرگ اخراج شدی

دیلن لاو

قدرت یک شرکت هیچ ارتباطی با فناوری و محصولات فعلی آن ندارد. این با مردمش ارتباط دارد.

(چرا؟ از آنجا که فناوری و محصولات تغییر می کنند. به سرعت.)

حتی استیو جابز نیز سریع اعتراف کرد که هیچ کس به تنهایی نمی تواند این کار را انجام دهد.

بنابراین اگر می خواهید یک شرکت بزرگ بسازید ، باید یک تیم عالی بسازید. و ساختن یک تیم عالی به معنای دو چیز است:

    استخدام خوب ، و

    خوب شلیک کردن.

درک نحوه استخدام آسان است: شما باید بهترین افراد را برای هر پست پیدا کنید و سپس آنها را ترغیب کنید که به شرکت بپیوندند.

در همین حال ، شلیک خوب به دو دلیل بسیار مهم است: اول اینکه ، هر چقدر مراقب باشید ، در اشتباهات استخدام مرتکب می شوید و باید سریع آنها را برطرف کنید. ثانیا ، اگر شرکت شما به سرعت در حال رشد است ، در نهایت از برخی از مدیران اولیه شما فراتر خواهد رفت – و شما باید آنها را جایگزین کنید. به طور خلاصه ، اگر “خوب آتش نزنید” ، شرکت شما به حد متوسط ​​می رسد.

در روزهای آغازین فیس بوک ، این شرکت اشتباهات زیادی در استخدام انجام داد ، اما به سرعت آنها را برطرف کرد. فیس بوک همچنین در جایگزینی مدیران موفق شد زیرا این شرکت از آنها بیشتر شد.

7. کنترل را حفظ کنید.

جواهرات تاج

با احترام از ویکی پدیا

هر شرکت دارای سه حوزه انتخابیه اصلی است:

    مشتریان

    کارمندان

    سهامداران

بهترین شرکت ها منافع هر سه آنها را متعادل می کنند.

در همین حال شرکتهای ضعیف بر منافع یک حوزه انتخابیه با هزینه بقیه تأکید می کنند. به عنوان مثال برای تأمین هزینه های زندگی کارمندان بسیار کم حقوق می گیرند. یا سعی می کنند در هزینه های ساخت صرفه جویی کرده و محصولات تند تولید کنند. یا آنقدر برای کار متوسط ​​هزینه های مدیران خود را پرداخت می کنند که قدرت خود را از دست می دهند.

یکی از دلایل افتادن برخی از شرکتها در این دام این است که در نهایت توسط سهامداران کوتاه مدت کنترل می شوند که منافع آنها بسیار متفاوت از مشتریان و کارمندان شرکت است.

اگر فیس بوک توسط سرمایه گذاران خطرپذیر خود کنترل می شد ، احتمالاً این شرکت مدتها قبل از این به فروش رسیده بود. اگر به عنوان یک شرکت دولتی ، فیس بوک به نیازهای کوتاه مدت سهامداران عمومی توجه می کرد ، ممکن است وسوسه شود که هزینه های تحقیق و توسعه را کاهش دهد یا میانبرهای دیگری را برای پاسخگویی به شماره های سه ماهه خود استفاده کند.

اما فیس بوک همیشه توسط مارک زاکربرگ کنترل می شود. و زاکربرگ همیشه بیش از سرمایه گذاری در پاداش های کوتاه مدت مالی ، بر ایجاد چشم انداز بلند مدت خود متمرکز بوده است.

بنابراین ، یک راه برای اطمینان از اینکه شرکت شما از کار خود خارج نمی شود ، حفظ کنترل آن است. اگر نه با داشتن کنترل کامل رأی ، به روشی که مارک زاکربرگ انجام می دهد ، با داشتن سهامداران اصلی که از چشم انداز شما حمایت می کنند.

8. “گروه متمرکز” را بی وقفه انجام ندهید – فقط ویژگی های جدید را ارائه دهید و با فریادها سازگار شوید.

چراغ حرکت

استیو جابز همچنین معروف گفت که مشتریان نمی دانند چه می خواهند.

جابز ادامه داد ، این وظیفه اپل بود که بفهمد مشتری چه می خواهد – و سپس آن را به آنها بدهد.

فیس بوک همیشه به همین روش عمل کرده است.

به جای “تمرکز گروه بندی” ویژگی های جدید ، فیس بوک فقط آنها را ارائه کرده است. گاهی اوقات ، این ویژگی های جدید با خشم و فریاد روبرو شده اند. پس از آن فیس بوک ویژگی های جدید را براساس آنچه از فریاد ها می آموزد اقتباس کرده یا از بین برده است.

به عنوان مثال ، در مورد “News Feed” ، فیس بوک این ویژگی را حفظ کرد اما برای رفع برخی از نگرانی های کاربران آن را تغییر داد. و این ویژگی که در ابتدا مورد نفرت قرار گرفت ، به یکی از مهمترین ویژگیهای فیس بوک تبدیل شده است.

در همین حال ، در مورد “Beacon” ، در نهایت فیس بوک این ویژگی را به طور کامل پس گرفت.

هر بار که فیس بوک محصولی را روانه بازار می کند که با فریادهایی روبرو می شود ، برخی از ناظران شرکت نتیجه می گیرند که این شرکت “اشتباه کرده است” اگرچه به معنای محدود ، این ویژگی ها ممکن است شامل “اشتباهات” باشد ، اما روند کار خود عمدی است. و کار می کند.

9. مشاوران باهوش پرورش دهید و هرچه در توان دارید از آنها بیاموزید.

استیو جابز صورت

رهبری و مدیریت مهارت است.

به این ترتیب ، آنها می توانند (و باید یاد بگیرند).

همانطور که سرمایه گذار خطرناک بن هوروویتز می گوید ، مدیران عامل ساخته می شوند ، متولد نمی شوند.

مهارت مارک زاکربرگ به عنوان مدیرعامل ، که اکنون بسیار عجیب است ، به عمد کسب شده است.

در اوایل توسعه فیس بوک ، زاکربرگ چنان رهبر شیطانی بود که یکی از مدیران او را در گوشه گوشه قرار داد و به او گفت که به “درس های مدیر عامل” نیاز دارد.

از آن به بعد ، زاکربرگ خود را وقف یادگیری هرچه بیشتر و سریعتر کرد.

وی برای کمک به این امر ، گروهی از مشاوران ، از جمله بهترین کارآفرینان ، سرمایه گذاران و مدیران اجرایی کشور را پرورش داد. این گروه شامل استیو جابز ، VC مارک آندرسن ، سرمایه گذار پیتر تیل ، جیم بریر از Accel Partners ، وارن بافت ، دونالد گراهام از واشنگتن پست و بسیاری دیگر بود. زاکربرگ در حد توان خود از هر یک از این افراد و همچنین از بسیاری از مدیرانی که در فیس بوک استخدام کرده بود ، یاد گرفت. و ، به تدریج ، او یک رهبر بزرگ شد.

هیچکس همه پاسخ ها را ندارد. و هرچه افراد با استعداد بیشتری در اطراف خود باشید ، بیشتر در معرض افراد خوب قرار خواهید گرفت.

10. پوست را به ضخامت یک پاچیدرم رشد دهید.

کرگدن آفریقایی در Bao Son Paradise Park ، یک باغ وحش خصوصی در هانوی ، ویتنام دیده می شود که دارای 24 ساعت امنیت برای محافظت در برابر شکارچیان غیرمجاز است.

Na Son Nguyen / AP

اگر کاری سخت ، ابتکاری یا جالب انجام می دهید – به طور خلاصه کاری که ارزش انجام آن را دارد – مورد انتقاد قرار خواهید گرفت.

هرچه موفق تر باشید ، این انتقاد بیشتر می شود.

لازم نیست از انتقاد لذت ببرید ، اما باید یاد بگیرید که آن را تحمل کنید. زیرا برای جلوگیری از آن کاری کاملاً نمی توانید انجام دهید.

مردم حسادت خواهند کرد. آنها عصبانی خواهند شد. آنها نمی فهمند. آنها دستور کار خواهند داشت (رسانه ها ، رقبا). آنها از نحوه برخورد با آنها (کارمندان سابق) ناامید خواهند شد. آنها پول و اعتبار می خواهند.

به طور خلاصه ، آنها پایان راه جهنم را لوب خواهند داد. و ، گاهی اوقات ، انتقاد دقیق خواهد بود.

برخی از انتقادات بسیار زیاد علیه مارک زاکربرگ در طول سالها دقیق بوده است. در آغاز ، او یک رهبر شنیع بود. او اشتباهات زیادی مرتکب شده است. او کارهایی را انجام داد (خیلی زود) که از نظر اخلاقی سوال برانگیز بود. او بسیاری از مردم را عصبانی کرد.

این انتقاد باید صدمه می دید. چطور نتوانست؟ اما مارک زاکربرگ هرگز اجازه نداد که تمایل وی برای ادامه ساخت فیس بوک را از بین ببرد. و هرگز اجازه نداد تا جایی که کار را ترک کند به او برسد.

مهم نیست که در زندگی چه می کنید ، اگر موفق باشید ، مردم به سمت شما سنگ پرتاب می کنند. اگر می خواهید به موفقیت خود ادامه دهید ، باید پوست را به اندازه کافی ضخیم و بزرگ کنید که فقط از بین برود.

11. اگر هرگز فکر می کنید که کارتان تمام شده است – کارتان تمام است.

هنگامی که فیس بوک بالاخره چند سال پیش از MySpace در حال فروپاشی عبور کرد ، در مسابقه رسانه های اجتماعی “پیروز” شد.

در آن زمان ، می توانست دوباره تسویه حساب کند و به خاطر کار خوب خود به خود تبریک بگوید.

خوشبختانه برای همه افراد شرکت – و کاربران و سهامداران آن – این کار انجام نشد.

فیس بوک با بیشترین سرعت و سختی کار خود را ادامه داد و تا آنجا که ممکن بود بین خود و رقبا فاصله بگذارد. این استعداد شکار غیرقانونی را از رقبا و رقبای بالقوه دور نگه داشت. هر بار که یک استارت آپ جدید چیزی جالب را اختراع می کرد ، فیس بوک از آن کپی می کرد. این پیشرفت خود را در چشم انداز حفظ کرد: مارک زاکربرگ دوست دارد بگوید این شرکت فقط 1٪ کار انجام داده است. و غیره

اندی گروو معروف گفت که “فقط پارانوئید زنده می ماند”. در بیشتر مشاغل ، این دقیق است. اگر هرگز فکر کردید که کارتان تمام شده ، کارتان تمام است.

12. وال استریت و دیگر معامله گران احتمالی را نادیده بگیرید (مگر اینکه واقعاً بخواهید معامله کنید).

اگر اوضاع به خوبی پیش برود ، افرادی که می خواهند با شما ملاقات کنند درهای شما را شکست خواهند داد تا ببینند چگونه می توانید “با هم کار کنید” یا “بیشتر بدانید که به کجا می روید”.

این شرکای بالقوه و ارائه دهندگان خدمات شامل مشاوران ، بانکداران ، سرمایه گذاران ، خریداران بالقوه و رقبا خواهند بود. آنها همچنین شامل هر تعداد دیگر از افرادی که می خواهند به شما چیزهایی بفروشند.

برخی از این افراد بسیار باهوش ، ثروتمند و قدرتمند خواهند بود. آنها در مورد یک بازی عالی صحبت خواهند کرد. و آنها با شما صحبت خواهند کرد

برخی از این افراد ممکن است در واقع بتوانند کمک کنند – انجام کارهای خوب ، ارائه اطلاعات و پیشنهادات ، معرفی و غیره.

اما کاری که این افراد انجام نخواهند داد کمک به شما برای تولید محصول یا خدمات بهتر است. و بیشتر آنها فقط حواس شما را پرت می کنند و وقت شما را تلف می کنند.

اگر شما هرگز به بنکداران یا سایر ارائه دهندگان خدمات احتیاج داشته باشید ، یافتن آنها دشوار نخواهد بود. تلفن را بردارید و ده ها تلفن بسیار فوری فوراً درب منزل شما ظاهر می شوند.

همین امر در مورد سایر شرکای احتمالی و ارائه دهندگان خدمات نیز صدق می کند.

فقط 12-16 ساعت در روز و 365 روز در سال وجود دارد. اگر به شرکا و ارائه دهندگان خدمات احتمالی اجازه دهید دستور کار شما را پیش ببرند ، آنها تمام این زمان و سپس برخی از آنها را می گیرند. پس اجازه ندهید. روی محصول و مشتریان خود تمرکز کنید. با تماشای شما به شرکا و ارائه دهندگان خدمات احتمالی اجازه دهید “یاد بگیرند که به کجا می روید”.

13. روی بلند مدت تمرکز کنید.

بازرگانان

آنها را نادیده بگیر. فقط سر و صدا است.

اگر رسانه های مالی را بخوانید ، ممکن است بخاطر تصور اینکه موفقیت “ماهها” و “ربع ها” است ، ببخشید.

هر سه ماهه ، هر شرکت دولتی یک مراسم مضحک را طی می کند که در آن اعلام می کند که “یا انتظارات خود را شکست داده است” یا “تخمین ها را از دست داده است”. و سهام آن پس از آن افزایش می یابد یا سقوط می کند. و سپس رسانه ها آن را زیر پا گذاشته یا تحسین می کنند. و غیره

اگر هنوز متوجه آن نشوید ، این آداب سه ماهه معمولاً تشریفاتی مرحله ای هستند: شرکت ها به طور علنی یا خصوصی برای تحلیلگران “راهنمایی” می کنند. “راهنما” برای پایین آوردن انتظارات طراحی شده است به طوری که حتی یک سه ماهه متوسط ​​”انتظارات را شکست می دهد”. سرمایه گذاران این را می دانند و بنابراین “تعداد نجوا” دارند که انتظارات واقعی آنها را نشان می دهد. و به همین دلیل است که سهام اغلب حتی وقتی شرکت ها “انتظارات را شکست می دهند” کاهش می یابد.

در همین حال ، برخی از شرکت ها چنان روی “ساخت سه ماهه” متمرکز شده اند که فقط برای رسیدن به این مانع زمانی تصادفی شروع به تغییر روند فروش و قیمت گذاری می کنند. مشتریان به زودی می فهمند که اگر برای امضای قرارداد خود تا پایان سه ماهه منتظر بمانند ، معامله بسیار بهتری خواهند گرفت. و به زودی ، هیچ کس تا پایان سه ماهه چیزی را امضا نمی کند.

بنابراین بازی کوتاه مدت سه ماهه فقط اتلاف وقت در مدیریت انتظارات سرمایه گذاران نیست … بلکه به تجارت آسیب می رساند.

بهترین روش برای کل این بازی فصلی به حداقل رساندن آن تا حد امکان است. هیچ شرکت بزرگی با وسواس در مورد محله ها ساخته نمی شود. شرکت های بزرگ با تمرکز بر روی چشم انداز ایجاد می شوند که سالها یا حتی دهه ها ایجاد می کنند. علاوه بر فیس بوک ، به والمارت ، گوگل ، اپل و آمازون نیز فکر کنید.

به عبارت دیگر ، این یک ماراتن است ، نه یک سرعت. و باید در مورد رسیدن به خط پایان در ماراتن وسواس داشته باشید ، نه در مورد هر “انتظارات ضرب و شتم” با هر زمان مایل.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.